به قدرت رسیدن رضاشاه مصادف با دوران پس از جنگ جهانی اول بود.
روابط سیاسی ایران
به قدرت رسیدن رضاشاه مصادف با دوران پس از جنگ جهانی اول بود. زمانی که بریتانیا و شوروی بر سر مسائل ایران با هم درگیر شدند. رضاشاه از این درگیری بین قدرت های جهانی استفاده کرد و روابط سیاسی و اقتصادی ایران را با کشورهای دیگر مانند کشورهای همسایه گسترش داد
رضا شاه
به قدرت رسیدن رضاشاه مصادف با دوران پس از جنگ جهانی اول بود. زمانی که بریتانیا و شوروی بر سر مسائل ایران با هم درگیر شدند. رضاشاه از این درگیری بین قدرت های جهانی استفاده کرد و روابط سیاسی و اقتصادی ایران را با کشورهای دیگر مانند کشورهای همسایه گسترش داد. ایران از چند جهت برای انگلستان مهم بود، مانند داشتن نفت، حفاظت از هند و جلوگیری از نفوذ سایر ملل در خاورمیانه. پس از روی کار آمدن رضاشاه، با سرکوب شورشیان شمال ایران و ایستادگی در برابر نفوذ کمونیسم، به راحتی میتوان احساس کرد که انگلستان او را تحمل میکند، اما این کشور عموماً به اقدامات رضاشاه مشکوک بود. رضاشاه هم متوجه شد که نفت برای انگلیسی ها یک جنبه حیاتی است و آنها به هیچ وجه حتی به قیمت تجزیه ایران از نفت دست نخواهند کشید. اما اولین اقدام مهم او پس از کودتای مارس 1921 پایان دادن به هرج و مرج و نابودی قدرت حاکمان محلی ایران بود. چیزی که دقیقا برعکس آن چیزی بود که انگلیس برای ایران می خواست. او در استراتژی مخالف و ضد استعماری (اروپایی یا غربی) حرکت کرد. ایران در زمان رضاشاه نیز با آلمان رابطه نزدیک برقرار کرد به طوری که این کشور به بزرگترین شریک تجاری ایران و بیش از سه هزار متخصص تبدیل شد. آلمانی ها در ایران ساکن شدند. این افزایش روابط با آلمان باعث تنش در روابط با بریتانیای کبیر و اتحاد جماهیر شوروی شد
در سال ۱۳۰۷ (۱۹۲۸ م)، رضاشاه برای پسگیری شماری از جزایر خلیج فارس، به ویژه بحرین با انگلستان وارد مذاکراتی شد. هرچند که نتوانست برای ایران موفقیتی کسب کند و مذاکرات در این مورد، شکست خورد تا روابط ایران و انگلیس، تیره گردد. پس از این، رضاشاه فرمان فرستادن نیروها به جزایر بحرین را داد و طرف انگلیسی، نیروی دریایی خود را جهت مقابله با نیروهای ایرانی، به خلیج فارس فرستاد. ایران این دوره، نیروی دریایی مجهزی نداشت و پی برد که درگیری نظامی با یک قدرت جهانی، سودی ندارد. نهایتاً، ایران تصمیم به شکایت به جامعه ملل گرفت تا بحرین استرداد گردد؛ اما فقط توانست جزایر کوچکی در خلیج فارس را پس بگیرد و نفوذ انگلستان در این سازمان، اجازهٔ بازگشت بحرین به ایران را نداد. با این حال، ایران خود را بر بحرین، دارای حق حاکمیت میدانست.
درگیریها با انگلستان ادامهدار بود. با عدم اجرای مفاد قرارداد دارسی از سوی انگلیسیها و عدم دستیابی به توافقی تازه، رضاشاه به تقیزاده، وزیر دارایی ایران، فرمان لغو این قرارداد را داد. پس از این لغو یکسویه قرارداد، نیروهای نظامی انگلیس در نزدیکی مرزهای ایران مستقر شدند و تهدیدهای نظامی و سیاسی علیه ایران، آغاز شد و شکایتی نیز از ایران در جامعه ملل، تنظیم گردید. در نهایت، قرارداد تازهای بسته شد که با اینکه از چند جهت به سود ایران بود، هنوز هم از جهاتی به ضرر این کشور بودهاست. در ۶ دی ۱۳۱۳، در دوران رضاشاه، حکومت ایران به شکل رسمی از کشورهای دیگر خواست که در مکاتبات رسمی، از واژهٔ ایران به جای واژههایی همچون پرشیا، پرس و پرسه استفاده کنند. در این دوران، در اروپا، ایران تنها یک اصطلاح جغرافیایی بود و برای اشاره به این کشور به کار نمیرفت.
در تیرماه ۱۳۱۶، پیمان سعدآباد با درونمایهٔ اتحاد، میان ایران، افغانستان، ترکیه و عراق نوشته شد. منش سیاسی رضاشاه، تبلیغات منفی قدرتمندی علیه او ایجاد کرد و بریتانیا که از دیرباز به شخص رضاشاه بدبین بود، روابط ایران با ایتالیا، فرانسه و آلمان را نیز سبب نگرانی دانست؛ تبلیغات رسانهای علیه رضاشاه، پس از روابط ۱۹۳۹ ایران با ژاپن، شدت گرفت. با رخ دادن جنگ جهانی دوم، با وجود اعلام بیطرفی، بریتانیا و شوروی ایران را اشغال کرده و رضاشاه را با اعمال فشار برکنار کردند. بریتانیا در هنگام اشغال ایران توانست چند تهدید دیگر هم از بین ببرد؛ برای مثال، ناوگان دریایی ایران که در حال شکلگیری بود را به همراه دریادارانی همانند غلامعلی بایندر، از میان برداشت. پس از اشغال ایران، بریتانیا و شوروی به محمدعلی فروغی پیشنهاد دادند که رسماً جمهوریت را اعلام کند که وی مخالفت کرد. کمی بعد، آشکار شد که بریتانیا و شوروی خواستار کنار زدن رضاشاه هستند و این دو، در نهایت از سلطنت پسر او، محمدرضا پهلوی حمایت کردند
محمدرضا پهلوی
آغاز پادشاهی محمدرضا پهلوی، با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم همزمان شد. کمی پس از پادشاهی وی، در آغاز دههٔ ۱۳۲۰، ایران پذیرفت که رسماً در کنار متفقین قرار گیرد و متفقین اعلام کردند، به استقلال و یکپارچگی سرزمین ایران احترام خواهند گذاشت.
تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷، ایران رویکرد امنیتی خود در منطقه را در ائتلاف با غرب و بهویژه ایالات متحده آمریکا تعریف کرده بود. همچنین ایران در طول عمر ۷۲ ساله شورای امنیت سازمان ملل متحد، فقط یکبار برای مدت دو سال (۱۹۵۵–۱۹۵۶) به عضویت موقت شورای امنیت انتخاب شد و پس از آن هیچوقت برای چنین جایگاهی برگزیده نشد
جمهوری اسلامی
آخرین حکومتهای ایران، سیاست خارجی متفاوتی را دنبال کردهاند. محمدرضا پهلوی، در سیاست خارجی به دنبال دوری از تنش بود و با وجود روابط نزدیک با آمریکا، با اتحاد جماهیر شوروی نیز روابط مناسبی ایجاد کرد؛ در همین حال، با بسیاری از کشورهای جنبش عدم تعهد، روابط گرمی را حفظ کرد. با وجود روابط دوستانه با جهان، وی همواره نیروی نظامی ایران را تقویت میکرد. اما با پدیداری جمهوری اسلامی، ایران تبدیل به کشوری تجدیدنظرطلب، مخاصمهجو، رادیکال و مذهبی شد و به سرعت جهان را با سیاستهای تازهٔ خود آشنا ساخت